![]() |
![]() |
|
| سرمایه گذاری با سود عالی و تضمینی |
|
لطفا نظرات سوالات و پیشنهادات خود را در این قسمت بیان نمایید. با تشکر...نظرسنجی یادت نره چنان زندگی کن که کسانی که تو را می شناسند، اما خدا را نمی شناسندبه واسطه آشنایی با تو،با خدا آشناشوند. |
|
+ نوشته شده در
16 Mar 2010ساعت 18:58 توسط ش.ماتادور |
|
|
4 نوامبر: راهکار رشد مجموعه در نوامبر سلام به همه دوستان...ایمان دارم که با قوت و انگیزه ای زیاد به فکر فتح قله های نوامبر هستید...این باعث خوشحالیه که کامنت های زیادی دادید و درباره چگونگی رشد در ماه بزرگ نوامبر پرسیدید: لازم به ذکر که خوشحال میشیم از نظرات سایر دوستان هم مطلع بشیم و آنرا در اختیار سایر دوستان بگذاریم...تجربه ای که خودم دارم اینه که ما همیشه در تغییرات پلان رشدی به مراتب بزرگتر و بهتر از سشن های قبلی داشتیم و مجموعه ها یا ۲ برابر شده یا ۳ برابر...تا میتونید از این فرصت بزرگ استفاده کنید.فرصت بزرگ ماه نوامبر مرحله اول: حضور بیشتر در مجموعه تون خیلی ها فکر میکنن باید بشینن بیرون گود و با تشویق بچه های سازمانشون اونا رو هل بدن!!!اما کاملا اشتباهه و این یعنی تله مدیریتی...شما تا زمان که خودتان نباشید داخل گود مجموعه تون هیچ تکونی نمیخوره...حضور فقط نباید فیزیکی باشه بلکه ذهنتان باید در مجموعه باشه و تغذیه لازمه را به مجموعه برسانید. مرحله دوم: برگزاری ایونت های متوالی سعی کنید هر هفته ایونت داشته باشید...بزرگ و کوچک فرقی نداره...مهم اینه که ایونت برگزار کنید و با گردهمایی ها بچه ها روی ریل باشند و انگیزه بگیرند. مرحله سوم:ایستگاه بندی سشن اگه تا الآن برنامه ریزیتون برای طول سشن بوده سریعا عوض کنید و به برنامه های کوتاه تری تقسیم کنید...یادتان باشه...موفقیت ما در نوامبر بستگی به موفقیت های ما در همین برنامه های کوچک ۳ روزه یا ۵ روزه داره...چه از لحاظ روند کاری چه از لحاظ نتیجه گرفتن... دوستان من!ماه نوامبر ماه بزرگیه شماست...ماهیه که به عقیده من با شرایط موجود اندازه ۲ الی ۴ برابر بالانس کلی تون میتویند رشد کنید و در امد بالایی به دست بیارید...مهم خواستن ماست.اینکه چطوری و با چه حسی هم میریم جلو مهمه...فقط اینو بدونید: ماه نوامبر!ماه بزرگی من و توئه!!!موفق باشی. |
|
+ نوشته شده در
4 Nov 2009ساعت 9:7 توسط ش.ماتادور |
|
|
3 نوامبر: خود را با دیگران مقایسه نکن روزي تصميم گرفتم كه ديگر همه چيز را رها كنم . شغلم را دوستانم را ، زندگي ام را ! به جنگلي رفتم تا براي آخرين بار با خدا صحبت كنم . به خدا گفتم : آيا مي تواني دليلي براي ادامه زندگي برايم بياوري ؟ و جواب او مرا شگفت زده كرد. او گفت : آيا درخت سرخس و بامبو را مي بيني؟ پاسخ دادم : بلي . فرمود : هنگامي كه درخت بامبو و سرخس راآفريدم، به خوبي ازآنها مراقبت نمودم . به آنها نور و غذاي كافي دادم . دير زماني نپاييد كه سرخس سر از خاك برآورد و تمام زمين را فرا گرفت اما از بامبو خبري نبود . من از او قطع اميد نكردم . در دومين سال سرخسها بيشتر رشد كردند و زيبايي خيره كننده اي به زمين بخشيدند اما همچنان از بامبوها خبري نبود .من بامبوها را رها نكردم. در سالهاي سوم و چهارم نيز بامبوها رشد نكردند . اما من باز از آنها قطع اميد نكردم. در سال پنجم جوانه كوچكي از بامبو نمايان شد. در مقايسه با سرخس كوچك و كوتاه بود اما با گذشت 6 ماه ارتفاع آن به بيش از 100 فوت رسيد. 5 سال طول كشيده بود تا ريشه هاي بامبو به اندازه كافي قوي شوند. ريشه هايي كه بامبو را قوي مي ساختند و آنچه را براي زندگي به آن نياز داشت را فراهم مي كرد.
خداوند در ادامه فرمود : آيا مي داني در تمامي اين سالها كه تو درگير مبارزه با سختيها و مشكلات بودي در حقيقت ريشه هايت را مستحكم مي ساختي . من در تمامي اين مدت تو را رها نكردم همانگونه كه بامبو ها را رها نكردم . هرگز خودت را با ديگران مقايسه نكن و بامبو و سرخس دو گياه متفاوتند اما هر دو به زيبايي جنگل كمك مي كنند. زمان تو نيز فرا خواهد رسيد تو نيز رشد مي كني و قد مي كشي ! از او پرسيدم : من چقدر قد مي كشم . در پاسخ از من پرسيد : بامبو چقدر رشد مي كند؟ جواب دادم : هر چقدر كه بتواند . گفت : تو نيز بايد رشد كني و قد بكشي ، هر اندازه كه بتواني |
|
+ نوشته شده در
3 Nov 2009ساعت 0:7 توسط ش.ماتادور |
|
|
۱ نوامبر:استمرار در پالینور یعنی موفقیت هرگاه به توانایی خود برای موفقیت شک کردید به موانعی فکر کنید که دیگران به آنها چیره شده اند . به عنوان مثال « دموستنس » ناطق برجسته یونانی ، از چنان لکنت زبانی رنج می برد که به سختی می توانست حرف بزند . وی با دهان پر از ریگ تمرین حرف زدن می نمود و خود را در حالی مجسم می کرد که با مهارت در برابر یک جمع درحال سخنرانی است ، وی یکی از بزرگترین سخنرانان تمامی اعصار شد . ناپلئون با هدایت ارتش پیروز خود در سراسر اروپا بر نقیصه بارز کوتاهی قامت فائق آمد . آبراهام لینکلن در 31 سالگی در تجارت با شکست مواجه شد ، در 32 سالگی در انتخابات مجلس بازنده شد ، در 34 سالگی بار دیگر در تجارت شکست خورد ، در 35 سالگی همسرش را از دست داد ، در 36 سالگی دچار یک فروپاشی عصبی شد ، در 43 ، 46 ، و 48 سالگی در انتخابات کنگره و در 55 سالگی در انتخابات مجلس سنا شکست خورد ، در 56 سالگی برای تصدی معاونت ریاست جمهوری امریکا ناکام ماند و در 58 سالگی بار دیگر در انتخابات مجلس سنا شکست خورد ! اما سرانجام در 60 سالگی به ریاست جمهوری ایالات متحده برگزیده شد و امروزه از او به عنوان یکی از بزرگترین رهبران تاریخ جهان یاد می شود . وینستون چرچیل دانش آموز فقیری بود که از لکنت زبان به ستوه آمده بود اما نه تنها در بیست و چهار سالگی برنده جایزه نوبل شد ، بلکه توانست یکی از نافذترین سخنرانان دوران اخیر گردد . توماس ادیسون را از مدرسه یبرون انداخته بودند . اطلس ، مردی که توانست ورزیده ترین اندام را برای خود بسازد ، در آغاز یک انسان ضعیف الجثه 43 کیلویی بود ! نظیر این افراد فراوان است ، نتیجه قطعی تمام این مثالها باید این باشد که: « مهم نیست از کجا آغاز می کنید مهم آن نقطه ای است که برای خاتمه بر می گزینید ! » وقتی به معلولین و ناتوانان از این زاویه نگاه می کنیم و از زندگی آنها به عنوان محرک و سرمشقی برای زندگی و بهتر زیستن بهره می گیریم ، بیشتر به ارزشهای برجسته آنها پی می بریم . اینها بخشی از کتاب راز شاد زیستن میباشد...با خودتان فکر کنید...تا حالا آدم موفقی را دیدید که بدون مانع و شکست به موفقیت رسیده باشد؟!!!تا حالا آدمی را دیدید که با برنامه اولی که برای سازمان نتورک خودش ریخته به آزادی مالی رسیده باشد؟!!! مهم نیست در سشن قبلی (۱۵-۳۱ اکتبر) چه نتیحه ای گرفتین!!!مهم اینه که با یک ارزیابی مناسب و برنامه ریزی جدید به سراغ سشن پیش رو برید و موفقیت خودتان را با تیک زدن ویژنتان در ۱۵ نوامبر جشن بگیرید.فقط اینو بگم که نتورک یعنی استمرار...از لینکلن بیاموزیم. |
|
+ نوشته شده در
1 Nov 2009ساعت 14:2 توسط ش.ماتادور |
|
|
روز 31 اکتبر و فرصت سرمایهگذاری به وقت ما، تا ساعت 11.5 صبح روز یکشنبه باقی خواهد بود! به عبارتی شما یکشنبه را هم تا نزدیک ظهر فرصت دارید که به ویژنهای ماه اکتبرتان برسید. فقط و فقط و فقط پیگیری کنین!!! |
|
+ نوشته شده در
31 Oct 2009ساعت 19:53 توسط ش.ماتادور |
|
|
هی!!! این کار رو انجام نده... تا حالا چند نفر بهتون گفتن این کار رو انجام نده...تا حالا چند نفر از شکست هاشون براتون گفتن..تا حالا چند نفر بهتون گفتن شما نمیتونید...تا حالا چند نفر بهتون گفتن که در امد بالا از راه نادرست به دست بیاد و هزاران نه های دیگه... حالا من یک سوال از شما دارم!!! اون کسانی که به شما میگن موفقیت واسه همه نیست...اون کسانی که میگن شما نمیتونید...اون کسانی که میگن:مگه میشه؟؟؟چه لولی از جامعه را تشکیل میدهند...آیا در امد سالانه انها به چند ده میلیون ( نه چند صد میلیون) میرسه؟آیا در جامعه افراد موفقی هستند؟ آیا در جامعه موفقیت های بی نظیری به دست آوردند؟معلومه که نه... میدونی چیه؟ اونا میگن نمیشه چون خودشون نمیتونن...اونا میگن نه چون ندارند و نخواهند داشت...تجربه جالب من در پالینوربر میگرده به روزی که ۹۹٪ از اطرافیان من میگفتن نمیشه...میگفتن نمیتونی...میگفتن بابا الکیه...میگفتن آخرش پوچیه...و خیلی هاشونم خندیدن... اما من به این جمله فکر میکردم: اونی که آخر میخنده از همه قشنگتر میخنده!!! حالا من دارم میخندم...لذت میبرم...زندگی میکنم نه زیست...خاطراتمو مرور میکنم...سفر میکنم به اعماق رویاهام...دوستان خیلی زیادی دارم که همواره مشوق من هستند و دائما بهم + میدهد اما اونا چی؟!!! آره دوست من!!!پالینور یه فرصته...مثل یه ابر آسمانیه...خیلی ها فکر میکنن وقتی بیان داخل همه چی تمامه...اما نه دوست من!تازه زمانی از فرصت استفاده میکنی که شروع کنی ساختن یک سازمان بزرگ...با کسانی که همگام با تو هستند... بزار تلویزیون...رادیو...روزنامه ها...فامیلا...دوستان...خانواده هر چی دل تنگشون میخواد بگن...آخه نگن ایراد داره...شما یک آدم موفق بهم نشون بد که از اول همه باهاش همسو و هم جهت بوده باشن...شما یک آدم موفق بهم نشون بده بدون سختی به در امد بالایی رسیده باشه...شما یک پالینوری موفق بهم نشون بده که خورده باشه و خوابیده باشه و پول در اورده باشه...نه دوست من!!! این کار سختی داره...این کار پشتکار میخواد...این کار هدف میخواد...این کار ایمان و امید میخواد...این کار یک رابطه خوب با بالاسری و زیر مجموعه میخواد...این کار کاریه که در دانشگاه هاروارد امریکا تدریس میشه...این کار کاریه که میلیونرهای خود ساخته زیادی را در سراسر دنیا معرفی کرده... جیم ران که میشناسین؟ استاد برایان تریسی و آنتونیو رابینز!!!میدونستی از نتورک به موفقیت رسیده؟؟؟یارنل ها؟؟؟رندی گیج ها؟؟؟بیگ ال ها؟؟؟دیگه چیزی نمانده که بخوام بگم...فقط ببین الان کجای دنیایی و میخوای به کجا برسی...این ۳ روزو بچسب تا به همونایی که میخندند و میگن نمیشه بگی شد چون خواستم...خدا قوت |
|
+ نوشته شده در
29 Oct 2009ساعت 15:40 توسط ش.ماتادور |
|
|
استادي در شروع كلاس درس ليواني پر از آب به دست گرفت . آن را بالا گرفت كه همه ببينند . بعد از شاگردانش پرسيد به نظر شما وزن اين ليوان چه قدر است ؟ شاگردان جواب دادند : 50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم . استاد گفت : من هم بدون وزن كردن نمي دانم دقيقا وزنش چه قدر است اما سوال من اين است :اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همين طور نگه دارم چه اتفاقي خواهد افتاد ؟شاگردان گفتند : هيچ اتفاقي نمي افتد . استاد پرسيد:خب اگر يك ساعت همين طور نگه دارم چه اتفاقي مي افتد ؟يكي از شاگردان گفت: دستتان كم كم درد مي گيرد . استاد گفت : خيلي خوب ولي آيا در اين مدت وزن ليوان تغيير مي كند ؟شاگردان جواب دادن : نه .پس چه چيز باعث درد و فشار روي عضلات مي شود ؟ در عوض من چه بايد بكنم؟شاگردان گیج شدند...یکی از انها گفت:خب زمین بزارید. استاد گفت : دقيقا ! مشكلات زندگي هم مثل همين است .اگر آنها را چند دقيقه در ذهن تان نگه داريد ، اشكالي ندارد اگر مدت طولاني تري به آنها فكر كنيد به درد خواهند آمد اگر بيشتر از آن نگهشان داريد فلج تان مي كند و ديگر قادر به انجام كاري نخواهيد بود .فكر كردن به مشكلات زندگي مهم است اما مهم تر آن است كه در پايان هر روز پيش از خواب آنها را زمين بگذاريد.به اين ترتيب تحت فشار قرار نمي گيريد هر روز صبح قوي و سر حال بيدار مي شويد و قادر خواهيد بود از عهده ي هر مسئله و چالشي كه برايتان پيش آيد برآييد. دوست من يادت باشد كه : ليوان آب را همين امروز زمين بگذاري . زندگي همين است . |
|
+ نوشته شده در
27 Oct 2009ساعت 10:46 توسط ش.ماتادور |
|
|
الماس ، حاصل فشار بیش از حد است. فشار کمتر بلور و کمتر از آن زغال سنگ را پدید می آورد ، اگر باز هم فشار کم شود ، حاصل چیزی جز سنگواره ها ، برگها و یا زنگار ساده نخواهد بود. فشار در زندگی می تواند شما را به موجودی ارزشمند مبدل کند. موجودی شگفت انگیز و بسیار محکم. |
|
+ نوشته شده در
27 Oct 2009ساعت 10:43 توسط ش.ماتادور |
|
|
خدايا در زندگي هر گز از ياد نمي برم
گرچه والدينم موهبت تولد در اين دنيا را به من عطا كردند. اما تو هستي كه موهبت زندگي جاودانه را به من مي بخشي! خدايا ! اگر با من باشي چه كسي مي تواند عليه من باشد؟ اگر من با تو باشم چگونه ممكن است كه دشوار ها نصيبم شوند و از ميان برداشته نشوند؟ خدايا چنان نزديكي كه نمي توانم ببينمت صداي تو هر لحظه با من سخن مي گويد ، اما من آن را نمي شنوم . مرا به اعماق درونم ببر تا شكوه بي پرده جمال تو را بشنوم مرا بياموز که پيوسته تو را بجويم و همواره به عنوان يگانه پناه گاهم به تو رو كنم. |
|
+ نوشته شده در
24 Oct 2009ساعت 18:56 توسط ش.ماتادور |
|
|
راز 10/90 را كشف كن. پي بردن به اين راز زندگيت را تغيير خواهد داد. راز 10/90 باور نكردني است! تعداد اندكي از مردم از آن با خبرند و آنرا در زندگي روزمره به كار ميبرند. هر روز ميليونها نفر به ناحق از فشارها، مشكلات و رنجهايي در عذابند. اين آدمها چندان موفق بنظر نميرسند. روزهاي بد، روزهاي بدتري بدنبال خواهد داشت. بنظر ميآيد دائما وقايع وحشتناكي در حال وقوع است، استرس هميشه وجود دارد، از خوشي خبري نيست و روابط بين افراد در حال از هم پاشيده شدن است. بهترين ساعات عمر با نگرانيها و دلمشغوليهاي بيمورد تلف ميشود. امكان لذت بردن از زندگي وجود ندارد. دوستيها از بين ميروند و زندگي بيرحم و كسالت آور بنظر مي رسد. و امكان لذت بردن از زندگي وجود ندارد. جملات بالا توصيف حالات روحي شما نيز بود؟ اگر اينطور است نااميد نشويد.شما ميتوانيد به انساني كاملا متفاوت تبديل شويد. فقط كافيست به راز 10/90 پي ببريد و از آن در زندگيتان استفاده كنيد. متن کامل در ادامه مطلب ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
24 Oct 2009ساعت 18:55 توسط ش.ماتادور |
|
|
آنچه که هستي
هديه خداوند به توست و آنچه که مي شوي هديه تو به خداوند پس بي نظير باش........ |
|
+ نوشته شده در
22 Oct 2009ساعت 10:14 توسط ش.ماتادور |
|
|
تلقین و کاشف تلقین!!!! كاشف تلقين به خود دانشمندي فرانسوي به نام اميل كوئه است . او قدرت تلقين را كشف كرد. داستان كشف تلقين : يك روزپسر 13 ساله او دير از خواب بيدار مي شود و بدين جهت مورد سرزنشو برخورد شديد پدر قرار مي گيرد . عصر ان روز وقتي پسر كوئه از مدرسه به خانه بر مي گردد اميل متوجه مي شود كه هنوز اثر صحبت هاي صبح در چهره پسر مشخص است . مدتي بعد مجدد اين ماجرا تكرار شد تا اين كه جرقه اي در ذهن كوئه پديد امد. او از خود اين سئوال را پرسيد كه چرا اثر تنبيه يا تشويق از صبح تا عصر همان روز باقي مي ماند . نامبرده پس از تحقيق و ازمايش بسيار در اين خصوص به اين نتيجه رسيد كه انسان ها 10 الي 15 دقيقه بعد از خواب و به همين مقدار قبل از خواب رفتن در شرايطي قرار ميگيرند كه هر نوع فكر حرف و تصويري را كه در رويا يا واقعيت با ان مواجه شوند در طول روز عينا براي خود شبيه سازي مي كنند همه افراد نوع بشر قبل و بعد از خواب به حالت رخوت و خواب الودگي هيپنوتيزمي وارد مي شوند در اين وضعيت پذيرش افزايش مي يابد. كوئه توضيح مي دهد كه شخص در حالت هيپنوز نبايد بخوابد بلكه بايد تنها خواب الود باشد . رمز هيپنوتيزم اين است كه فرد فقط و فقط خواب الودگي داشته باشد از انجا كه نسل بشر هنگام صبح كه از خواب بر مي خيزند دچار رخوت و خواب الودگي اند پس بهترين زمان ارائه تلقين هاي صبح زود مي باشد. اولين اصل در تلقين امیل كوئه خواب الودگي است دومين اصل در تلقين اميل كوئه شلي وانادگي و ارامش عضلاني است سومين و مهمترين اصل تلقين اميل كوئه تمركز فكري و خلا ذهني است كه در اصل كانوني كردن ذهن است فقط و فقط بر روي يك موضوع ويژه اميل كوئه پس از تحقيق و ازمايش ير روي افراد و حالات گوناگون انان به اين نتيج رسيد كه اين سه حالت پيش از بيدار شدن از خواب به انسان دست ميدهد چرا كه در صبح هنگام انسان هم خواب الود هم رلكس و هم در حالتي است از تمركز فكري و ذهني مي باشد پس از اعلام اين نتيجه روز به روز به مشتريان و بيماران اميل كوئه اضافه شد او هر روز بيماران را در سالني جمع مي كردوبه انها اموزش ميداد كه چگونه در ضمير ناخوداگاه خود نفوذ كنند و تلقين هاي عملي و كاربردي لازم را بر لوح ضمير نفس يا خويشتن خويش نقش زنند او مي گويد : مهم اين است كه تلقين ها وارد ناخوداگاه شوند بعد از ان ديگر كاري نكنيد بلكه منتظر معجزات درماني باشيد. روش هاي كوئه در دهه 1920 شهرتي جهاني پيدا كرد مخصوصا جمله ابدايي او : من هر روز از هر جهت بهتر و بهتر مي شوم اميل كوئه پرده از بزرگترين راز قرن در خصوص هيپنوتيزم برداشته و بيان كرد كه قدرت عامل باعث ايجاد يك حالت هيپنوتيزمي نيست بلكه مهم تر از ان مشاركت همكاري و پذيرش بي چون و چراي تلقين هاي از طرف ازمودني مي باشد و همچنين عقيده دارد كه هيپنوتيزم چيزي نيست جز مجموعه اي از تلقين به نفس و تلقين به نفس نيز در اصل همان هيپنوتيزم مي باشد. اگر انديشه اي براي مدت مديد در ذهن باقي بماند فرد ان را واقعي فرض كرده و حاضر نيست هيچ گونه مطلبي بر خلاف ان را قبول نمايد از ديد روان شناسي هر گاه افراد نوع بشر تمام ظرفيت فكري خود را بر روي عقيده اي متمركز سازند و هر روز بر وسعت دامنه ان بيافزايند اين اعتقاد ان شخص در جهان بيرون جنبه واقعي پيدا خواهد كرد. قوانين كوئه: كوئه پس از گذشت حدود 20 سال تحقيق در خصوص تلقين هاي هيپنوتيزمي به قوانين سه گانه زير دست يافت: 1- قانون توجه و تمركز : زماني كه ذهن در مدت مديدي بر روي موضوعي متمركز شود ان موضوع بتدريج جنبه واقعي پيدا مي كند . 2- قانون اثر متضاد : مادامي كه در خيال خود ببينيد كه قادر به انجام كاري نيستيد با تلاش بيشتر موفقيت كمتري كسب ميكنيد. به عبارت ديگر تفكر منفي + كوشش بيشتر = موفقيت كمتر. 3- قانون اثر احساسي عاطفي : پندار قويتر از تلقين است . به عبارت ديگر زماني كه يك تلقين از روي اشتياق و احساسهاي عاطفي درون باشد و همراه با تصاوير ذهني باشد اين تلقين قوي تر از ساير افكار و القائات ظاهر شده و بر ديگر افكار غلبه پيدا مي كند تلقين چيست؟ تلقين همانند بذري است كه در خاك وجود انسان ها كاشته مي شود اگر به موقع به ابياري و باغباني ان بپردازيم از ان دانه كوچك كم وزن درخت قطور و تنومندي ايجاد خواهيم كرد كه با بالا رفتن از ان درخت از فراز قله هاي موفقيت خواهيم گذشت . تلقين همانند تيغ جراحي است كه تنها افراد متخصص بهترين بهره برداري را از ان به عمل مي اورند. اگر تلقين به نفس در مدت زماني طولاني مثلا چند ماه (3 الي4) ادامه داشته باشد بعد از تاثير گذاري بر ضمير ناخوداگاه بصورت خودكار ناخوداگاه در پي بدست اوردن موارد ذكر شده در تلقينات بر مي ايد در ان موقع زماني است كه اعجاز ناخوداگاه را مي بينيم من هر روز از هر جهت بهتر و بهتر مي شوم اين رو مطمئن باشيد كه تلقين قدرتي داره كه ميتونه از شما انسان ديگري بسازه ميتونه شخصيت وجودتون رو كه سالهاي دراز شكل گرفته رو در مدتي كم چنان تغيير بده كه باعث تعجب همگان بشه و ميتونه شما رو به جائي از قله هاي موفقيت برسونه براي ديگران باور نكردني باشه و اينو بدونين كه: (( تلقين يكي از مهمترين مهمترين و مهمترين رموز موفقيت است . ))
دوستان من!!!حالا میبینید میگیم چرا هنگامی که از خواب بیدار شدید رشد شخصی داشته باشید و جملات + به خود بگویید؟؟؟تاثیر بسزایی داره...فقط ۱ ماه امتحان کنید...نتیجه شو میبینید.موفق باشید |
|
+ نوشته شده در
22 Oct 2009ساعت 10:13 توسط ش.ماتادور |
|
|
سلام دوست من!!! شاید تعجب کنی اما واقعیت میگه که بد نیست بعضی وقتا نا شنوا شیم و تمرکزمان فقط به مقصد باشه... چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند . بقیه ی قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چه قدر عمیق است به دو قورباغه ی دیگر گفتند که دیگر چاره ای نیست شما به زودی خواهید مرد . تجربه خود من از این داستان در زندگی خودم طوری بود که یکی از اقوامم به موفقیت چشمگیری رسید اما متاسفانه بعضی از دوستان تحمل موفقیت و پیروزی او را نداشتند و دائما حرف و حدیث!!!! او اولش داغ میکرد! عصبانی میشد! اما وقتی گوش های خودش را به روی این حرف ها بست نه تنها آرام شد بلکه موفقیت بیشتری کسب کرد چون وقتی نداشت که به حرف های بیهوده دیگران گوش کنه... حالا شما دوست من!وقتی دیگران میگن نمیتونی...لیاقت نداری و ... شروع میکنی به بحث کردن با اونا یا باقدرت و ایمان به کارت ادامه میدی و گوش هاتو در مقابل حرف های اونا میبندی؟؟؟؟ نتیجه میگیریم که در رسیدن به اهدافمان باید کر باشیم و فقط روی هدفمان متمرکز شویم و منفی های دیگران را نشنویم و یا از منفی های دیگران برای خود انگیزه قوی برای رسیدن بسازیم و بقول معروف از اجرهائی که به سمت تان پرتاب میشوند یک عمارت بسازید |
|
+ نوشته شده در
19 Oct 2009ساعت 15:33 توسط ش.ماتادور |
|
|
سلام دوست من! تا حالا شده به هر دری زده باشید که وضع زندگی خودتون رو بهتر کنید يا اينكه مسئله اي براتون پيش اومده و سعي كنيد اون رو حل كنيد ؛ روشهاي زيادي رو امتحان ميكنيد ، چند تا كتاب مي خونيد ، از جمله هاي تاكيدي استفاده مي كنيد، سعي مي كنيد باورتون رو درست كنيد،از تصوير سازي ذهني استفاده مي كنيد و ..... ولي هيچ تغييري نمي بينيد . اون موقع است كه با خودتون فكر مي كنيد كه اصلاً ميشه تغييري ايجاد كرد يا تقدير من اين است كه همين جوري زندگي كنم و بايد بسوزم و بسازم . ترديدهايمان خائنيني هستند كه با نصايح خود ما را از اهدافمان باز مي دارند در حالي كه تصميمي راسخ و شروعي بموقع ، فتح و پيروزي را نصيبمان مي سازد. وقتي شما شروع به شستن يك ظرف كثيف مي كنيد، ابتدا به نظر مي رسه كه ظرف داره كثيف تر ميشه ولي اين فقط به خاطر اينه كه آلودگيها از جاي خودشون كنده ميشوند و به سطح ميان و وقتي شما به شستن ادامه بديد ، آلودگيها از بين مي روند و ظرف تميز ميشه . پيش از سحر تاريك است اما تاكنون نشده كه آفتاب طلوع نكند . به سحر اعتماد كنيد . |
|
+ نوشته شده در
19 Oct 2009ساعت 15:26 توسط ش.ماتادور |
|
|
وقتي خداوند شما را به لبه پرتگاهي هدايت كرد، كاملا به او اعتماد كنيد. چون يكي از اين دو اتفاق خواهد افتاد:
یا او شما را ميگيرد اگر بيفتید ويا اينكه يادتان ميدهد چگونه پرواز كنيد. |
|
+ نوشته شده در
17 Oct 2009ساعت 16:14 توسط ش.ماتادور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
برای شما دوست عزیز که میخواهید آزادی مالی را با پالینور تجربه کنید، زندگی پر از هیجان و شادی و سلامتی.ماتادور به شما درود میگوید.
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 |
|
RSS
|

